سيد علي اكبر قرشي

846

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

در حالى كه صورتش بر خاك نهاده شده . و نيز در خ 83 111 در مقام موعظه فرموده : « او لستم ابناء القوم و الاباء . . . تحتذون امثلتهم و تركبون قدّتهم . . . » كلمهء « قدّة » به كسر اوّل و تشديد دال به معنى طريقه است ، آيا پسران اقوام گذشته و پدران كنونى نيستيد كه پيروى مى كنيد از كارهاى آنها و مى رويد راههاى آنها را قدر : ( بر وزن عقل ) و قدرت و مقدرة به معنى توانائى است ، به معنى تنگ گرفتن . اندازه‌گيرى و اندازه نيز آيد ، « قدر » ( مثل جسر ) ديك كه در « سوط - ثفل » گذشت ، قضاء و قدر ، اندازه‌گيريهاى خداوند است در نظام خلقت كه در « قدر - قضاء » آمده است اكنون شواهدى از اين ماده ، در حكمت 11 فرمايد : « اذا قدرت على عدوّك فاجعل العفو عنه شكرا للقدرة عليه » اينجا « قدر » به معنى توانائى است كه در « عفو » گذشت . دربارهء حق تعالى فرموده : « لا تناله الاوهام فتقدرّه و لا تتوّهمه الفطن فتصوّره » خ 186 274 ، و هم و خيالها به او نرسد تا او را اندازه‌گيرى كند ، و زيركان علم او را به فهم نياورند تا تصوّرش نمايند و نيز فرموده : « تنزل المعونة على قدر المؤونة » حكمت 139 يارى خدا و نعمت او به قدر لازم نازل شود . و در حكمت 16 فرموده : « تذّل الامور للمقادير حتى يكون الحتف فى التدبير » كارها در مقابل مقدّرات چنان خاضع و بى تأثير هستند تا جائى كه تدبير نجات ، منجّر به مرگ مىشود . قدس : ( بر وزن قفل و عنق ) پاكى و پاك ، مصدر و اسم هر دو آمده است ، چهار مورد از آن در « نهج » به كار رفته است ، در فرمان مالك از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود : « لن تقدّس امّة لا يؤخذ للضعيف فيها حقهّ من القوّى غير متتعتع » نامهء 53 439 كه در « تعتع » گذشت ، دربارهء ملائكه فرموده : « فصف جبريل و ميكائيل و جنود الملائكة المقربين فى حجرات القدس » خ 182 262 منظور جايگاه‌هاى پاك ملائكه است و نيز « حظائر القدس » در خ 91 دربارهء بهشت فرموده : « ا فبهذا تريدون ان تجاوروا الله فى دار قدسه و تكونوا اعزّ